از زلاقه تا زمین چمن؛ بازتولید خاطرۀ حماسی در مصاف فرانسه و مراکش (جام جهانی ۲۰۲۶)
مسابقه تیمهای ملی فوتبال فرانسه و مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶ را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک رقابت ورزشی تحلیل کرد. این رویارویی، لایههای متراکمی از حافظۀ تاریخی، نمادهای مقاومت مردم مراکش و تنشهای پسااستعماری را فعال میسازد و زمین فوتبال را به عرصهای برای بازخوانی نبردهایی چون زلاقه (۱۰۸۶م) و وادیالمخازن (۱۵۷۸م) تبدیل میکند. در این نوشته ، با تکیه بر مفهوم «میدان خاطرۀ جمعی» و پیوند میان ورزش و هویت، نشان داده میشود که چگونه شکستهای تاریخی اروپای صلیبی در برابر دولتهای اسلامی مراکش، همراه با زخم استعمار فرانسه در قرن بیستم، در کالبد یک مسابقۀ فوتبال دمیده میشود و آن را به حساسترین دیدار جام جهانی برای بخش بزرگی از جهان عرب و آفریقا بدل میکند.
به هرحال، ورزش، فراتر از بازی
ورزش مدرن، بهویژه فوتبال، از دیرباز بستری برای نمایش تنشهای اجتماعی، سیاسی و هویتی بوده است. در این میان، برخی مسابقات از سطح یک رقابت فنی فراتر رفته و به نماد برخورد تمدنها، روایتهای تاریخی و خاطرات تلخ و شیرین جمعی بدل میشوند. تقابل فرانسه و مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶ یکی از درخشانترین نمونههای این پدیده است. هدف این نوشتار، واکاوی لایههای معنایی این دیدار در پرتو دو نبرد بزرگ تاریخ مراکش و تجربۀ استعمار فرانسه است؛ نبردهایی که بهعنوان نقاط عطف حافظۀ مقاومت، دوباره بر روی چمن سبز فراخوانده میشوند.
نبردهای زلاقه و وادیالمخازن: شکست هیمنۀ اروپایی
برای درک عمق نمادین این مسابقه، ناگزیر از بازگشت به دو نقطۀ درخشان در تاریخ مراکش هستیم. نخست، نبرد زلاقه (۱۰۸۶م/۴۷۹ق) که در آن دولت مرابطون به رهبری یوسف بن تاشفین، سپاهیان متحد مسیحی کاستیل و آراگون را در هم شکست. این پیروزی نهتنها برتری نظامی مسلمانان اندلس و مغرب را تثبیت کرد، بلکه در حافظۀ کشورهای عربی بهعنوان نماد وحدت و دفع خطر صلیبی ثبت شد. دوم، نبرد وادیالمخازن (۱۵۷۸م/۹۸۶ق) مشهور به «نبرد سه پادشاه» است که طی آن دولت سعدیان، تهاجم پرتغال را با شکست مفتضحانهای روبهرو ساخت و هیمنۀ اروپایی را در جنوب مدیترانه برای دههها محو کرد. هر دو نبرد، روایت «پیروزی ضد استعمار » و «شکست صلیبیون» را در خود دارند و هستۀ اصلی حافظۀ قهرمانی مراکش را تشکیل میدهند.
در این حافظه، دشمن اروپایی نه بهعنوان یک رقیب معمولی، بلکه بهمثابۀ «دیگریِ» متجاوز و مستکبر بازنمایی میشود که نیروی ایمان و ارادۀ مراکشی آن را به زانو درآورده است. بنابراین، هر رویارویی با یک قدرت اروپایی، بالقوه توانایی فراخوانی این خاطرات را دارد.
زخم استعمار: پیمان فاس
این میراث پرشکوه اما در سدۀ بیستم با یک گسست عمیق مواجه شد. امضای پیمان فاس در سال ۱۹۱۲ میلادی، مراکش را تحت الحمایۀ فرانسه قرار داد و حاکمیت این سرزمین را بهشدت مخدوش کرد. دورۀ استعمار، نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور را تغییر داد، بلکه تلاشی نظاممند برای تحقیر فرهنگی و هویتزدایی از مردم مراکش بود. حافظۀ جمعی، این دوره را بهعنوان «شب تاریک» ملتی که روزی فاتح اروپاییان بود، ثبت کرده است.
با این حال، مقاومت مستمر مراکشیها، بهویژه در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، سرانجام به استقلال کشور در سال ۱۹۵۶ انجامید. استقلال، بازگشت غرور ملی بود، اما زخمهای استعمار هرگز بهطور کامل التیام نیافت. در ناخودآگاه جمعی، فرانسه همچنان نماد آن دورۀ تحقیر باقی ماند و به همین دلیل، هر موفقیتی در برابر فرانسه، طعمی از «انتقام تاریخی» و «بازپسگیری عزت» دارد.
زمین فوتبال: میدان نبرد خاطرهها
در چنین بستری است که فوتبال به عرصهای استثنایی برای بازآفرینی حافظه و هویت بدل میشود. مسابقۀ فرانسه و مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶، یک متن بینامتنی کامل است: از یک سو، خاطرۀ پیروزیهای باشکوه زلاقه و وادیالمخازن را حمل میکند که در آنها مراکش «فاتح» بود؛ از سوی دیگر، زخم استعمار فرانسه را که مراکش را «مغلوب» ساخت، در خود دارد. ترکیب این دوگانۀ «فاتح دیروز و مغلوب معاصر» در یک رویداد واحد، انرژی نمادین بینظیری تولید میکند.
بازیکنان مراکشی بر روی چمن، نه تنها برای صعود به مرحلۀ بعد، که برای «اثبات هویت»، «انتقام تاریخی» و «تکرار پیروزی اجداد» به میدان میروند. این واژگان که در گفتمان عمومی و رسانهای مطرح میشود، نشاندهندۀ فرافکنی یک روایت کلان تاریخی بر بدن ورزشکاران است. هر پاس، هر تکل و هر گل، میتواند بهعنوان کنشی در امتداد نبردهای اجدادی تفسیر شود. بدینسان، زمین چمن تبدیل به «میدان نبرد خاطرهها» میشود؛ عرصهای که در آن غرور ازدسترفته، نه با شمشیر، که با توپ و تاکتیک بازپس گرفته میشود.
حساسترین دیدار برای جهان عرب
اگرچه دیدارهای پرهیاهوی دیگری نیز در تاریخ جامهای جهانی وجود داشته است، اما کمتر مسابقهای را میتوان یافت که اینچنین تار و پود تاریخ، سیاست و ورزش را یکجا در خود تنیده باشد. برای مخاطبان مسلمان، بهویژه در شمال آفریقا و خاورمیانه، این بازی به نمادی از مقاومت جهان اسلام در برابر استیلای فرهنگی و تاریخی غرب بدل میشود. نبردهای زلاقه و وادیالمخازن که در کتب تاریخی بهعنوان پیروزیهای دولتهای آفریقایی بر صلیبیون ثبت شده، اکنون در قامت یک تیم ملی فوتبال بازنمایی میشوند. این همآمیزی، میدان دیداری را خلق میکند که در آن، همبستگی اسلامی و غرور عربی-بربری به اوج میرسد.
علاوه بر این، حضور پررنگ بازیکنان دو رگه و مسلمان در تیم فرانسه، خود لایۀ دیگری از پیچیدگی را میافزاید. بسیاری از این بازیکنان، ریشه در سرزمینهای استعمارشدۀ سابق دارند و بازی در برابر تیم ملی مراکش، برای آنان نیز میتواند سفری به درون هویت دوپاره و تاریخ خانوادگیشان باشد. این امر، روایت «ما در برابر دیگری» را مخدوش میکند و نشان میدهد که میراث استعمار تا چه اندازه در تار و پود جوامع معاصر رسوخ کرده است.
در نتیجه، شبی که تاریخ روی سکوها نشست
دیدار فرانسه و مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶، مصداق بارز این گزاره است که فوتبال چیزی بیش از یک بازی است. این مسابقه، به صحنهای برای بازتولید حافظۀ حماسی و تسویهحسابهای تاریخی بدل میشود که ریشه در سدهها نبرد و استعمار دارند. در این شب، نبردهای زلاقه و وادیالمخازن از لابهلای صفحات تاریخ بیرون میآیند و بر روی چمن ورزشگاه جان میگیرند. غرور ملی که با پیمان فاس خاموش شده بود، اکنون در هیاهوی تماشاگران و تقلای بازیکنان فریاد زده میشود.
از منظر علمی، این رویداد گواهی بر قدرت فراتاریخی ورزش در مقام یک «آیین جمعی مدرن» است؛ آیینی که میتواند شکافهای زمانی را پر کند و گذشته را به منبعی برای معنابخشی به حال بدل سازد. بیتردید، حساسترین دیدار جام جهانی ۲۰۲۶ نه بر اساس معیارهای صرفاً فنی، بلکه بر مبنای عمق تاریخی و نمادین آن تعریف خواهد شد؛ شبی که در آن، تاریخ به جای نشستن در کتابها، بر روی سکوها و در قلب میلیونها انسان زنده و جاری بود. اما من بشدت مخالف سیاسی شدن ورزش هستم و طرفدار همزیستی مسالمت آمیز ادیان و انسان ها هستم.
برچسب:
نویسنده: zayeri